خونسرد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت بردبار، کسی که زود خشمگین نشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cold shoulder ; composed ; cool ; dispassionate ; impassive ; imperturbable ; indifferent ; meek ; unconcerned ; uninterested واژه هاى شامل خونسرد ـ (3)
- صفت جانوری که حرارت بدنش با حرارت محیط تغییر میکند. مانند بعضی از خزندگان.