مشکل

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. دشوار، دشواری، سخت.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary difficult ; hard ; hardly ; ill ; knot ; problem ; uphill واژه هاى شامل مشکل ـ (8)
  3. زیباشناسانه از یادداشت تحلیلی شما دربارهٔ واژهٔ «مشکل / مشگل» آورده‌ام؛ متن از نظر زبان‌شناختی و نگارشی صیقل داده شده و منابع معتبر در پایان به‌صورت تفکیک‌شده (اوستایی، پهلوی، سانسکریت، و فارسی‌پژوهی) آمده است. --- 🌸 واژه‌نامهٔ تحلیلی «مشکل / مشگل» ۱. ریشه و خاستگاه تاریخی 🔍 واژهٔ «مشکل» در فارسی امروز به معنی دشواری، سختی، مسئله و گره است. این واژه ریشه در زبان‌های ایرانیِ باستان دارد و از کهن‌ترین مفاهیم حوزهٔ «گره و دشواری» در خانوادهٔ هند و ایرانی به‌شمار می‌رود. در بررسی ریشه‌شناسی تاریخی، می‌توان ریشهٔ آن را در قالب واژه‌های زیر جست‌وجو کرد: اوستایی: ریشهٔ mužga- یا mužkar- به معنی «گره‌خورده، پیچیده، سخت». این ریشه با مفاهیم گره، پیچیدگی و دشواری پیوند دارد. پهلوی میانه: در متون پهلوی، صورت‌هایی مانند muškel یا moškel دیده می‌شود که به معنی «سخت، دشوار، پیچیده» آمده‌اند. سانسکریت: و…
  4. مشاکل.
  5. شکل - پذیرفته، صورت بسته.
  6. ترتیب شده، تشکیل شده.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}