درد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم رنج، آزار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary acheake ; affliction ; agony ; ailment ; distress ; dregs ; pain ; pang ; shoot ; stound ; teen ; thraw واژه هاى شامل درد ـ (68)
- اسم ناخوشی، بیماری.
- اسم محنت، اندوه.
- اسم رسوب و ته نشست مایعات، به ویژه شراب.