آس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دو سنگبه شکل استوانه که بر روی هم میگذارند. سنگ زیرین ثابت و سنگ رویی بر محور میلهای میچرخد و گندم و دانههای دیگر را خُرد و نرم میکند. آسیاسنگ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ace واژه هاى شامل آس ـ (1)
- اسم واژه آس نام یک نوع ریحان خوشبوست که از زبان سانسکریت آمده است.
- اسم آسِ: در گویش گنابادی یعنی آهسته، آرام، رام.
- اسم آس در زبان معیار باستان به معنی راه، طریق، آیین و در کل اصطلاحی مقدس بوده و پیشوند یا پسوند بسیاری از کلمات است؛ مانند آسان یا کلاس.
- اسم اسب.
- اسم تک خال. یکی از ورقهای بازی که یک خال بر آن نقش شده.
- اسم هر کدام از چهار ورق تک خال در ورق بازی.