موش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جانور پستاندار از راسته جوندگان با جثه کوچک یا متوسط، پوزه دراز، گوشهای تقریباً کوچک و دم دراز به رنگهای سیاه، خاکستری و سفید است و انواع گوناگون دارد. این جانور بسیار موذی و خطرناک و همیشه موجب خسارات سنگین برای انسان میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ratton واژه هاى شامل موش ـ (45)
- اسم (کامپیوتر): موس، یا ماوس،
- اسم ذلیل، خوار.
- اسم موش دواندن: اخلال کردن.
- اسم دیوار موشداره موش هم گوش داره: هر حرفی را نباید هر جایی زد.