غله
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : اضطراب، بیقرار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cereal ; corn واژه هاى شامل غله ـ (7)
- اسم دانه حاصل از گیاهان خانواده گندمیان مانند گندم، جِو، برنج و ذرت که مصرف خوراکی دارد. مفردِ غلات.
- اسم درآمد حاصل از کرایه یا فروش زراعد.
- اسم واژه استقلال ریشه این واژه قل است که با قله یا کله و کلاه هم خانواده است یعنی این واژه ریشه ایرانی دارد که عربی نما شده است ، دست کم هفتاد درصد واژه های عربی ، ریشه ایرانی دارند .
- اسم شاماکچه که زیر زره پوشند؛ شعاری که زیر لباس پوشند.