عقاب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- کیفر دادن، شکنجه دادن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary eagle واژه هاى شامل عقاب ـ (6)
- صفت شکنجه، عذاب.
- اسم پرندهای است شکاری با جثهای بزرگ دارای منقاری خمیده، چشمهایی تیزبین و چنگالهایی نیر ومند.
- اسم صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستارة آن نَسر طایر نام دارد.
سانسکریت و پهلوی