اتفاق
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم هر امری که بطور ناگهانی رخ دهد، پیشامد، حادثه، رخداد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary accidence ; accidentalism ; case ; confederacy ; confederation ; event ; federal ; fluke ; fortuity ; hap ; happening ; hazard ; joinder ; occurrence ; togtherness ; unison واژه هاى شامل اتفاق ـ (11)
- اسم همفکری، وحدت نظر. با هم شدن، با هم بودن.
- صفت اِجماع. تقدیر.