خورشید
زبان مبدأ: فارسی
/web.archive.org/
معنی فارسی
- اسم ستارهای که سیارات منظومه شمسی به گِرد آن میچرخند؛ آفتاب.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary daystar ; phoebus ; sol ; sun واژه هاى شامل خورشيد ـ (39)
- اسم هر ستارهای که مرکز یکی از منظومهها باشد.
- اسم از فارسی میانه xvar-xšed، xvar و آن از اوستایی hvarr- ، xvan ،ta hvarә-xšaē آمده است.این واژه از دو جز تشکیل شده xvar- ، hvar که با سنسکریت svar «خورشید» سنجنده میشود. جزء دوم برگرفته از اوستایی xšaita- « درخشان» آمده و برگرفته از صورت اوستایی yama-xšaita به معنی « جم درخشان» است.[https://web.archive.org/web/20120614055820/http://anthropology.ir/node/10993 ریشهشناسی واژة خورشید (خراسان)