اقامه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم بجا آوردن، برپا داشتن ← اقامت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adduction ; adductor واژه هاى شامل اقامه ـ (5)
- اسم اقامه نماز: تکبیری که برای برپا کردن نماز گویند. اللهاکبر آغاز نماز.
- اسم : الفاظی که پس از اذان و پیش از نماز بر زبان میآورند.