دشمن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آن که بد فرد دیگری را خواهان است ؛ عدو.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adversary ; antagonist ; enemy ; foe ; foeman ; hostile واژه هاى شامل دشمن ـ (14)
- اسم دشمن
* پهلوی ش همان دُژ است به معنی « بد » دَشمن یعنی منِ بد، دُشمن که در کردی دُژمِن گفته می شود یعنی آدم بد در برابر بَهمَن که آدم خوب است.