شرم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آزرم، خجلت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary pudency ; shame واژه هاى شامل شرم ـ (5)
- اسم ناموس.
- اسم آلت تناسلی.
* پهلوی * شرم: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته است ( ( خداوند رای و خداوند شرم ؛ سخن گفتنش خوب و آوایْ نرم. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 220. )