آزرم
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم شرم، حیا.داد، انصاف. رفق، مدارا. شفقت، رحم. حرمت، عزت. مهر و محبت. طرفداری، جانب داری، رودربایستی. فضیلت، تقوی. یاد، ذکر. اندیشه، دل مشغولی. تاب، طاقت. سلامت، راحت. اندوه، غم. ظاهر، آشکارا. نکبت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary modesty ; pudency ; shame