راز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم موضوع یا مطلبی که از دیگران پوشیده و پنهان نگهداشته میشود یا تنها شخص یا اشخاص خاص و قابل اعتماد از آن آگاه مییابند. سرّ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary arcanum ; cabal ; covert ; mystery ; secret واژه هاى شامل راز ـ (7)
- اسم هر حقیقتی که بنا بدلایلی پوشیده بماند. مطلب پوشیده، امر پنهان.
- اسم : بنّا، معمار. یکی از آلات بنایان. مفردِ رازه.
- اسم : رز: رنگ، لون.
- اسم گلکار، طیان.