سرهنگ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم فرمانده، فرمانده قشون.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary colonel واژه هاى شامل سرهنگ ـ (1)
- اسم افسری که درجة او بالاتر از سرگرد
- اسم سرهنگ از درجات نظامی در ایران است.بالاتر از سرگرد و پایین تر از سرتیپ.رده:اسمهای مرکب فارسی