ذخیره
زبان مبدأ: عربی
معنی فارسی
- ذخیرة
- اسم پس انداز، اندوخته.
- اسم ذخایر.
- اسم آن که میتواند در صورت غیبت یا کناره گیری عضوی از یک گروه جانشین او شود.
- اسم آن که به خاطر به وجود آمدن نیاز جنگی به خدمت در ارتش فراخوانده شود.
- اسم معلومات، افکار.
- اسم پول، مال، ط