مناسبت
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- مناسبة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adequacy ; attune ; decorum ; felicity ; pertinence ; pertinency ; rapport ; suitability واژه هاى شامل مناسبت ـ (3)
- با هم نسبت داشتن، هم شکل شدن.
- مناسبات.
* عربی # مناسبة