rogue
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- صفت چموش
- واژهنامه · Generic English-Persian Dictionary آدم دغل، رند، ناقلا، بذله گو، هرس کردن ، از علف هرزه پاک کردن ، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، گول زدن ، رذالت و پستی نشان دادن .
- واژهنامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary voyous|rogue|thug|thugish|ruffian lât gardan-koloft nâ-be-kar
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(rogue): بازگشت به واژه rogue rogue(elephant) ولگرد،بيخانمان ،ادم دغل ،رند،ناقلا،بذله گو،هرس کردن ،از علف هرزه پاک کردن ،حيوان عظيم الجثه سرکش ،اسب چموش ،گول زدن ،رذالت و پستى نشان دادن قانون ـ فقه : اواره کلمات مرتبط(1)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary Rogue n. Pronunciation: ' rōg Function: geographical name river ab 200 mi (320 km ) SW Oreg. rising in Crater Lake National Park &flowing W &SW into the Pacific]]>
- صفت رذل