punctual

زبان مبدأ: انگلیسی

/ˈpʊntjuəl/

ترجمه به فارسی

  1. صفت آماده یا سروقت
  2. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دقیق، وقت شناس، خوش قول، بموقع، ثابت در یک نقطه ، ( مثل نقطه ) لایتجزی، نکته دار، معنی دار، نیشدار، صریح، معین ، مشروح، باذکر جزئیات دقیق، آداب دان .
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary ponctuelle|ponctualité|ponctuellement|punctual|punctually|punctuality PIE peuk-, peug- : To prick. tiz-bar-dâr (pbp) zamân/vaqt-šnâs be-hangâm sar-vaqt
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(punctual): بازگشت به واژه punctual punctual payment وقت شناس ،خوش قول ،بموقع ،ثابت در يک نقطه ،(مثل نقطه )لايتجزى ،نکته دار،معنى دار،نيشدار،صريح ،معين ،مشروح ،باذکر جزئيات دقيق ،اداب دان کلمات مرتبط(1)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary punc·tu·al adj. Pronunciation:     ' pəŋk-chə-wəl, -chəl Function:           adjective Etymology:          Middle English, having a sharp point, from Medieval Latin punctualis of a point, from Latin punctus pricking, point, from pungere to prick ― more at PUNGENT Date:               1675 : being on time : PROMPT   –punc·tu·al·i·ty \ ˌ pəŋk-chə- ' wa-lə-tē\ noun   –punc·tu·al·ly \ ' pəŋk-chə-wə-lē, -chə-lē\ adverb ]]>
  6. صفت (در بارهٔ یک رویداد)
  7. صفت (دربارهٔ یک شخص)
  8. صفت در زمان تعیین شده وارد عمل شدن.
  9. صفت ::لوئیس هرگز دیر نمی‌کند. او وقت شناس ترین فردی است که من می‌شناسم.
  10. صفت (ریاضی)
  11. صفت (زبان‌شناسی)
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}