شمال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (جغرافیا): یکی از چهار جهت اصلی. که هرگاه ناظری رو به مشرق ایستاده باشد، در سمت چپ او واقع میشود، مقابل جنوب.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary north واژه هاى شامل شمال ـ (60)
- اسم شُمال: در گویش گنابادی یعنی باد ، نَسیم