sob

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. فعل گریستن پرصدا همراه تنفس ناگهانی و کوتاه:
  2. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary هق هق، بغض گریه ، گریه ، گریه کردن ، همراه با سکسکه وبغض گریه کردن .
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary sangloter|sanglotement|sob du lat. class. singultus «hoquet», sens conservé en franç. gerye( bâ heq-heq) šivan(-o-zâri) + Au calme clair de lune triste et beau, Qui fait rêver les oiseaux dans les arbres Et sangloter d'extase les jets d'eau, Les grands jets d'eau sveltes parmi les marbres. (P. VERLAINE)
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sob): بازگشت به واژه sob sob story هق هق ،همراه با سکسکه وبغض گريه کردن کلمات مرتبط(1)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary SOB n. Pronunciation:     ˌ es- ˌ ō- ' bē Function:           noun Etymology:          s on o f a b itch Date:               1918 : BASTARD 3 , SON OF A BITCH ]]>
  6. فعل گفتن چیزی هنگام هقیدن:
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}