mash

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary خیسانده ئ مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم وبرهمی، نرم کردن ، خردکردن ، خمیر کردن ، شیفتن ، مفتون کردن ، لاس زدن ، دلربائی.
  2. فعل مفتون کردن
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary chew|mash|chomp|mince V. 1220; maschier, v. 1190; du lat. impérial masticare. jav-idan (jâvidan, plv. jûtan) xord-o-riz kardan + => fra. ne pas mâcher ses mots (envers qqn.)
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(mash): بازگشت به واژه mash sour mash خيسانده ء مالت ،خمير نرم ،خوراک همه چيز درهم ،درهم وبرهمى ،نرم کردن ،خردکردن ،خمير کردن ،شيفتن ،مفتون کردن ،لاس زدن ،دلربايى کلمات مرتبط(1)
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary MASH n. Function:           abbreviation mobile army surgical hospital]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}