dictator

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary دیکتاتور، فرمانروای مطلق، خودکامه .
  2. اسم دیکتاتور
  3. واژه‌نامه · French & English to Persian Epistemological Dictionary dictature|dictator|diktats|diktat|dictat|dictatorship Lat. dictator ; de dictare, commander, proprement dicter yak(a)/tak-sâlâr
  4. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ديکتاتور،فرمانرواى مطلق ،خودکامه قانون ـ فقه : زمامدار مستبد
  5. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary dic·ta·tor n. Pronunciation:     ' dik- ˌ tā-tər, dik- ' Function:           noun Etymology:          Latin, from dictare Date:               14th century 1 a : a person granted absolute emergency power especially : one appointed by the senate of ancient Rome b : one holding complete autocratic control c : one ruling absolutely and often oppressively 2 : one that dictates]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}