آز
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم میل شدید و بیش از حد برای بدست آوردن پول، قدرت، و مانند آنها. حرص، طمع، زیاده جویی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary avarice ; avidity ; esurience ; greed ; gulosity ; rapacity واژه هاى شامل آز ـ (2)
- اسم آرزو.