استدلال
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم با آوردن دلیل به اثبات چیزی پرداختن. دلیل خواستن. دلیل آوردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary argument ; argumentation ; argumentum ; logic ; ratiocination ; reasoning ; thought واژه هاى شامل استدلال ـ (18)
- اسم : دستیابی به حکم تازهای با استفاده از احکام قبلی.