راه
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم را؛ هر جایی از زمین که مردم از آنجا رفت و آمد کنند؛ محل عبور یا گذر، گذرگاه، جاده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary access ; avenuse ; entry ; highway ; how ; manner ; meatus ; method ; pass ; path ; road ; route ; tao ; track ; way واژه هاى شامل راه ـ (280)
- اسم رای، قاعده و قانون، رسم و روش، کرّت و مرتبه.
- اسم (موسیقی) [قدیمی]: نغمه و آهنگ، مقام، پرده.
- اسم در گویش گنابادی یعنی پیاده روی.