اردو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم محلی در خارج از شهر که گروهی به منظور تمرینهای ورزشی و درسی و یا تفریح، و مانند آنها به آنجا میروند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary camp واژه هاى شامل اردو ـ (5)
- اسم هرگونه گردهمایی آموزشی، تمرینی، یا ورزشی که معمولا کوتاه مدت و شبانه روزی است.
- اسم (ورزشی): محل سکونت موقت گروهی ورزشکار پیش از برگزاری مسابقه ها و در زمان برگزاری آنها.
- اسم (ورزشی): محل استراحت کوهنوردان در دامنه کوه.
- اسم (نظامی): محل اقامت سپاهیانی که عازم مأموریت جنگی یا نمایش هستند
- اسم محل اقامت پادشاه و درباریان در سفرها و شکارها.
- اسم گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند.
- اسم لشکرگاه، محل لشکر.
- اسم محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا میروند.
- اسم فارسی معیار اردو، سپاه، لشگر
- اسم اُرْدوْ: در گویش گنابادی یعنی سپاه، لشکر، خِیلِ جنگجویان، نیروها، سپاهیان