اردو

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم محلی در خارج از شهر که گروهی به منظور تمرین‌های ورزشی و درسی و یا تفریح، و مانند آنها به آنجا می‌روند.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary camp واژه هاى شامل اردو ـ (5)
  3. اسم هرگونه گردهمایی آموزشی، تمرینی، یا ورزشی که معمولا کوتاه مدت و شبانه روزی است.
  4. اسم (ورزشی): محل سکونت موقت گروهی ورزشکار پیش از برگزاری مسابقه ها و در زمان برگزاری آنها.
  5. اسم (ورزشی): محل استراحت کوهنوردان در دامنه کوه.
  6. اسم (نظامی): محل اقامت سپاهیانی که عازم مأموریت جنگی یا نمایش هستند
  7. اسم محل اقامت پادشاه و درباریان در سفرها و شکارها.
  8. اسم گروهی سپاهیان با تمام لوازم که به سویی فرستاده شوند.
  9. اسم لشکرگاه، محل لشکر.
  10. اسم محلّی که ورزشکاران یا دانش آموزان برای تمرین یا تفریح مدتی معین به آنجا می‌روند.
  11. اسم فارسی معیار اردو، سپاه، لشگر
  12. اسم اُرْدوْ: در گویش گنابادی یعنی سپاه، لشکر، خِیلِ جنگجویان، نیروها، سپاهیان
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}