اردوگاه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مجموعهای از کشورها و حکومتها که با توجه به اشتراک منافع اقتصادی یا ایدئولوژیکی یا سیاسی در یک جبهه قرار میگیرند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary camp ; cantonment واژه هاى شامل اردوگاه ـ (3)
- اسم محلی که اردو در آنجا تشکیل میشود. محل اردو.
- اسم اردوگاه ممکن است در زبان معیار باستان به صورت اَردو - گهَ قابل تجزیه بوده؛ و شکل درست تلفظ تُرکی، آذری و زبان بهاری آن اَردوگهَ میباشد.