اتومبیل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم وسیله نقلیهای دارای حداقل چهار چرخ که با نیروی موتور حرکت میکند و برای جابجایی مسافر یا بار بکار گرفته میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary automobile ; car ; horseless carriage ; motor واژه هاى شامل اتومبيل ـ (67)
- اسم وسیله نقلیهای که با موتور کار میکند و دارای چهار چرخ است، ماشین.