فرهنگ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary culture ; dictionary ; lexicon واژه هاى شامل فرهنگ ـ (38)
- علم، دانش.
- تربیت، ادب.
- واژه نامه، کتاب لغت.
- عقل، خرد.
- تدبیر، چاره.
- اسم به مجموعه باورها و رفتارهای گروههای اجتماعی گویند.
از از (بنگرید به فعل فرهیختن و اسم نهنگ). واژه ارمنی یکی از وامگرفتههای این واژه کهن است.