بشره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- بشرة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary color ; colour ; complexion ; cuticle ; epidermis ; rhytidome واژه هاى شامل بشره ـ (2)
- اسم بیرونی ترین بخش پوست گیاهان.
- اسم بخش سطحی پوست بدن جانوران و انسان.
- اسم پوست جانوران
* عربی # بشرة