دخمه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیمی): سردابهای که جسد مردگان را در آن قرار میدادند. قبر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary anter ; crypt واژه هاى شامل دخمه ـ (4)
- اسم دِخْمَ: در گویش گنابادی، زبان گبری، معادل برزخ در ادیان ابراهیمی است، محل توقف برای عبور از دنیای فانی به دنیای باقی، جای تاریک و ترسناک.