کود
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم هر یک از مواردی که به طور طبیعی مثل پهن چهارپایان یا مصنوعی مثل انواع کود شیمیایی برای تقویت و رشد گیاه به طور مصنوعی به خاک اضافه میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dung ; fertilizer ; muck واژه هاى شامل کود ـ (12)