رضا
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم خشنودی؛ خوشدلی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gree واژه هاى شامل رضا ـ (4)
- اسم (تصوف) یکی از مراحل سلوک که سالک در آن هر حادثهای را نتیجۀ مشیت الهی میبیند.
- صفت [عامیانه] خشنود.
- صفت (تصوف) یکی از مراحل سلوک که سالک در آن هر حادثهای را نتیجۀ مشیت الهی میبیند.
* عربی: رضاء