شیشه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (مواد): ماده سخت، شفاف، . شکنندهای که در ساخت پنجرهها و بعضی ظروف بکار میرود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bottle ; glass واژه هاى شامل شيشه ـ (86)
- اسم جسمی است شفاف و شکننده و بیشکل که از ذوب کردن سیلیکات به دست میآید.