آویزان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت ویژگی آنچه از بالا به جایی بسته شده باشد، بدون اینکه از پایین یا از جهتهای دیگر به چیزی بند شده باشد. معلق، آویخته.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dangle ; dangler ; hanging ; impendent ; impending ; pensile ; suspension واژه هاى شامل آويزان ـ (19)
- صفت در حال جنگ و گریز.