سلاح
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ابزار جنگ.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary arm ; armament ; armor ; armour ; armoury ; weapon واژه هاى شامل سلاح ـ (9)
*فارسی *واژه سلاح: این واژه عربی شده است که در سنسکریت sela، sella و senā و در اوستایی snā و در پهلوی snāh بوده است؛ همتای پارسی اینهاست: سناه senāh ( پهلوی: snāh ) اسناه esnāh ( پهلوی: snāh ) مزین mazin ( سغدی ) ساستر sāstar ( سنسکریت: sāstra ) جنگ افزار ( دری )