ترسو

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. صفت ترسنده، کم جرأت، کم دل.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary bashful ; caitiff ; chicken ; chicken livered ; chickenhearted ; daff ; faint-hearted ; goosey ; goosy ; gunshy ; lily livered ; meticulous ; pavid ; pigeon ; pigeonhearted ; poltroonish ; poor spirited ; pusillanimous ; recreant ; shamefaced ; shamefast ; sheepish ; shy ; skittish ; timid ; timorous ; trepidant ; weakhearted ; yellow واژه هاى شامل ترسو ـ (4)
  3. صفت تَ
  4. صفت ترسو
  5. صفت بددل، بزدل، جبن
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}