اعدام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- عدمها، نابودها, نیستی، جمعِ عدم.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary execution ; extinction ; gallows ; hanging واژه هاى شامل اعدام ـ (11)
- تهیدست شدن.
- اسم کُشتن مجرم به عنوان مجازات قانونیِ عمل او.
- اسم نیست کردن، نابود گردانیدن.