زور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دروغ، باطل.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary dint ; energy ; fantod ; force ; hustle ; illogical ; might ; power ; push ; strain ; strength ; stunt ; thrust ; tuck ; vigor ; vigour ; vim ; violence ; vis ; vivacity ; zing ; zip واژه هاى شامل زور ـ (69)
- اسم نیرو، توانایی.
- اسم آبی است که به دست یکی از موبدان، پاک و مقدس شده، خوردنی مایع و آبکی ؛ م
- قید میزد.
- قید فوق، زبر.