آرنج
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (جانوری): مفصل بین استخوانهای ساعد و بازو. مرفق.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary elbow واژه هاى شامل آرنج ـ (3)
- اسم (ورزش): در کُشتی، فنی که در آن کشتیگیر آرنج حریف را به زیر بغل میگیرد و سنگینی بدن خود را روی حریف میاندازد تا تعادل او را به هم بزند و او زمین بخورد.