آزار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اذیت، رنج، عذاب.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary annoyance ; disservice ; excruciation ; harassment ; hindrance ; hurt ; nuisance ; persecution ; torment ; trade ; train ; trouble ; vexation واژه هاى شامل آزار ـ (18)
- اسم بیماری، مرض. کدورت، رنجش
- اسم در گویش بهاری مترادف مرض، مردم آزاری، دگر آزاری در زبان فارسی.