آزمایشگاه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم محلی مجهز به وسایل لازم برای انجام تجارب علمی به وسیله متخصصان یا دانشجویان. لابراتوار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary lab ; laboratory ; proving ground واژه هاى شامل آزمايشگاه ـ (3)
- اسم محل انجام آزمایش یا تحقیق علمی. محل تجربه کردن.