دیوار
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم جداری از سنگ، چوب، آجر و غیره که اطراف خانه، زمین و باغ و غیره به جهت محصور کردن و حفاظت آن بنا میکنند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bulkhead ; bulwark ; curtain ; enclosure ; fence ; screen ; wall واژه هاى شامل ديوار ـ (52)
- اسم حایل میان دو چیز.
- اسم سازهای است که برای حفاظت و مشخص کردن یک محدوده