آسایش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم زندگی بدون زحمت و دردسر. آسودگی، راحتی. فراغت خاطر. استراحت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary comfort ; easement ; grith ; rest ; weal ; welfare واژه هاى شامل آسايش ـ (5)
- اسم آسایش ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش آس - آیش قابل تجزیه باشد؛ و آیش به معنی آمد، آمد داشتن، و بروز رفع مشکلات در زندگی بویژه برداشت محصول کاربرد داشته است.