inbred

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary ذاتی، جبلی، فطری، غریزی، ایجاد شده بر اثر تخمکشی از موجودات همتیره .
  2. فعل ویکی‌واژه انگلیسی
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version ذاتى ،جبلى ،فطرى ،غريزى ،ايجاد شده بر اثر تخم کشى از موجودات هم تيره
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary in·bred adj. Pronunciation:     ' in- ' bred Function:           adjective Date:               circa 1592 1 : rooted and ingrained in one's nature as deeply as if implanted by heredity <an inbred love of freedom> 2 [from past participle of inbreed ] : subjected to or produced by inbreeding synonyms see INNATE   –in·bred \ ' in- ˌ bred\ noun ]]> in·breed v. Pronunciation:     ' in- ' brēd Function:           verb Inflected Form:  &nbsp -bred \- ' bred\ ; -breed·ing Date:               1599 transitive verb : to subject to inbreeding intransitive verb : to engage in inbreeding]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}