آستانه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (ساختمان): بخش پایین چهارچوب دَر که روی زمین قرار میگیرد. چوب زیرین دَر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary limen ; sill ; threshold واژه هاى شامل آستانه ـ (12)
- اسم (مجاز): آستان. بارگاه شاهان. آرامگاه بزرگان دین، بقاع متبرکه.
- اسم حد یا تراز معیّنی که یک کمیت به محض رسیدن به آن، منشاء اثری خاص شود. مقدمه، وسیله.