دادگاه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (حقوق): محل دادرسی. ادارهای دادگستر که به دادخواستها رسیدگی میکند، محکمه، عدالتخانه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bar ; court ; courthouse ; courtroom ; forum ; judicatory ; law court واژه هاى شامل دادگاه ـ (59)