armed

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · Generic English-Persian Dictionary مسلح، مجهز، جنگ آماد.
  2. فعل ویکی‌واژه انگلیسی
  3. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(armed): بازگشت به واژه armed armed ammunition armed forces armed forces courier armed forces police armed guard armed helicopter armed mine armed naval vessel armed or trussed beam armed peace armed rebellion armed reconnaissance armed services armed sweep armed to the teeth heavily armed heavy-armed law of armed conflicts light armed light-armed open armed open-armed مسلح شده ،مسلح ،مجهز،جنگ اماد علوم نظامى : مسلح کلمات مرتبط(22)
  4. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary ARM n. Function:           abbreviation adjustable rate mortgage]]>
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}