آسودن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل راحت شدن، از نگرانی و اضطراب رهایی یافتن، آرام و قرار گرفتن. آرمیدن، آرامیدن، آرام گرفتن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary nestle ; nubuckle ; rest ; unbuckle
- فعل آرمیدن، استراحت یافتن. سکون یافتن، آرام گرفتن. خوابیدن، خفتن. توقف کردن، درنگ کردن.